رضا قلى ميرزا نايب الاياله
32
سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى )
دينارى به كسى نداده چنانچه اگر هم مايل به بخشش بود هر آينه موجب ملامت قائممقام مىگرديد . درين موارد كه گرفت و گير قائممقام از حد اعتدال گذشت جمعى دوستان به دو گفتند كه اينقدر بر پادشاه تنگ گرفتن و قدغن نمودن كه هيچكس نزد او آمدورفت نكند و پادشاه معاشرت با احدى ننمايد درست نيست . عاقبت به تو كم مرحمت خواهد شد . در جواب گفته بود كه اين امور سلطنت را پادشاه درست مطلع نيست چونكه اول دولت است ميترسم غافل شوم و غفلتى بهمرسد و كارهاى پخته خام گردد . دلم به جهت زحمتهاى خودم خواهد سوخت بارى پادشاه را از رفتار قائممقام كينه در دل بهمرسيده روزبروز بر كينه ميافزود و او برفتار خود برقرار بود ؛ تا اينكه بتحريك ميرزا آقاسى نام ايروانى مجهول النسب آنچنان وزيرى بىنظير را بقتل رسانيد . مجمل از مفصل اينكه ميرزا آقاسى ايروانى مردى ديوانه و شرير مطلقا عقل در سرش جاى نگرفته و با وجود عدم عقل افلاطون معرفى ميرزا آقاسى حكيم را طفل دبستان خود محسوب نداشته و فاسد العقيدهاى كه بهيچوجه از مبدء و معاد تصورى نمينموده از عرفانيت فقط باسم تصوف قناعت و دعوى اين مرحله را بقانون سوفستائى [ كذا ] كفايت ميدانست . در به دو حال از اجامره و اوباش ايروان محسوب ميشد . بتقريبى در سن صبّى با محمد شاه مجالس و شاه را در عدم امتياز كه مقتضى سن است تسخير نمود . اعتقادى تمام شاه را بوى بهمرسيد . در نهايت ارادت ، بهرحال ، در خدمت جناب ميرزا كوتاهى و تغافل نمينمود . در اين وقت كه فيض پروردگار و الطاف حضرت جبّارى اسباب و سبب من حيث لا يحتسب اورنگ خسروى